جشنواره ی امسال ناامید کننده تر از همیشه بود. با ورود با پاپ کورن ممنوع بخش بین الملل رو شروع کردم امروز هم با فیلم بیضایی و مسیحی تمام خواهم کرد اما این میان حتی یک فیلم هم نبود که بشود به آن دل بست. سینمای افتضاحی داریم.
زادبوم
کارگردان: ابوالحسن داوودي
بازيگران:مسعود رايگان، رويا تيموريان، بهرام رادان، عزتالله انتظامي، مهدي سلوکي، پگاه آهنگراني
خلاصه داستان: داستان زندگي يک خانواده از هم پاشيده شده که دوباره به اصل خود برميگردن.
پيش از زادبوم از ابوالحسن داوودي تقاطع رو ديده بودم که اتفاقا فيلم خوبي
هم بود بهمين دليل انتظار داشتم کار جديد داودي اثر خوبي باشه که اصلا
اينطور نيود. زادبوم اصلا توانايي تعريف داستان خودش رو ندارد و در اين
امر کاملا ناتوانه بيشتر شباهت داره به کارهاي مستند و در کنارش هم
بازيگري رو نداره که بخواد داستان تعريف کنه. مشکل اصلي فيلم فيلمنامه ي
بسيار ضعيفيه که داره، حفره هاي فيلمنامه وحشتناکه و غير قابل بخششه. فيلم
در قشم، هامبورگ و دبي ميگذره که 90 درصد تمرکز فيلم بر روي جزيره ي قشم و
ماجراي لاک پشت هاي اون جزيره اس و به اون دو داستان ديگه پرداخته نميشه و
جزء اضافات فيلم هستند که تنها باعث سردرگمي و خستگي تماشاگر ميشه. اگر
داوودي اين دو بخش رو حذف ميکرد و فقط بر داستان اصلي تمرکز مي کرد يا
اينکه به طور مساوي بر سه بخش مي پرداخت شايد شاهد اثر قابل قبول تري مي
بوديم. يه ضعف بزرگ ديگه فيلم شخصيت پردازي فاجعه ايه که وجود داره، يعني
اگه به جون خودم من بتونم الان توضيح بدم کي چي کاره بوده، همين طوري يه
سري کرکتر مثل پشمک ول شدن وسط هيچ توضيحي هم در مورد داده نميشه که اقا
اين کيه، چيکاره اس، سر پيازه ته پيازه! حالا کنار اين شخصيت پردازي
افتضاح بيايد بازي بد بازيگرا رو هم اضافه کنيد ديگه ببينيد چي ميشه(
البته بازي کوتاه استاد انتظامي رو بايد فاکتور گرفت). زمان فيلم هم که
آزاردهنده ترين قسمتش بود، شما فرض کنيد 132 دقيقه نشستيد يه فيلم مستند
در مورد يه مشت لاک پشت جقله ديديد، به جون خودم اگه بتونيد طاقت بياريد
به قول يکي از دوستان اينک آخرالزمان بود برا خودش. ضعیف
حيران
کارگردان: شاليزه عارف پور
بازيگران:باران کوثري، مهرداد صديقيان، خسرو شکيبايي، فرهاد اصلاني، ژاله صامتي، فوژان عارفپور، محسن مکاري، پارسا مکاري، احمد ياوري شاد
خلاصه داستان: ماهي، دختر جوان روستايي است كه دلباخته يك جوان مهاجر افغاني به نام حيران ميشود. پدر ماهي، بهدليل عواقب ازدواج با مهاجرين، مخالف اين وصلت است. اما ماهي...
حيران فيلم ساده اي است فيلم ساده اي که به همان سادگي مي توان از کنار آن گذشت و فراموشش کرد. نه از آن کينه اي به دل ميگيريد نه خاطره ي خوبي برايتان به جا مي گذارد حيران فقط هست که کوثري باشد همين.
يک سوم ابتدايي داستان در شمال کشور ميگذره و کارگردان به خوبي تونسته از زيبايي اون منطقه استفاده کنه و اون ها رو به خدمت فيلم دربياره و به خورد تماشاگرش بده که با فيلم خوبي طرفه اما. تمام فيلم متکي بر داستانشه، داستاني که ضعف هاي زيادي داره. تمام اتفاقات فيلم با سرعت زيادي اتفاق مي افتن (انگار داريم فيلم رو با دور تند تماشا مي کنيم) بدون اينکه از قبل براشون زمينه سازي شده باشه همين مسئله باعث شده يکم هضم کردن اتفاقاتي که مي افته مشکل بشه، جالبتر اينکه به همين سرعت که داستان ميگذره شخصيت ها هم عوض ميشن يه دختر دبيرستاني تبديل ميشه به يه زن با تجربه و يه جوون مثل خودشم ميشه نون آور خانواده! حيران تقريبا سر و کاري با کرکترهاش نداره ، انگار اصلا نيازي بهشون نيست و در طول فيلم هم رفته رفته فراموش ميشن. کل داستان رو باران کوثري مي چرخه دختري که بلاهتش، خودسري و يه دندگي بيش از حدش مانع از اينه که تماشاگر بتونه باهاش همزادپنداري کنه اونهم براي يه دختر روستايي که رو حرف بزرگترشون حرف نميزنن چه برسه به اينکه پاشن برن تهران زن يه افغاني بشن! يه چيز ديگه که تو فيلم اذيتم ميکرد اين بود که چطور ميشه که يه نفر بتونه گيلکي حرف بزنه اما تو حرف زدن معموليش هيچ لهجه اي نداشته باشه شايد بهتر بود از بازيگراي بومي براي نقش هايي که بيشتر از 10 دقيقه هم تو فيلم بازي ندارن استفاده ميشد.متاسفانه بازي هاي فيلم هم خوب نيست مخصوصا باران کوثري که تو بعضي از سکانسا ديگه حرص آدم رو در مياورد طوري که بغل دستي بنده ترجيح ميداد خودکشي کنه تا اينکه ادامه ي فيلم رو ببينه! اگه بخوام از نقطه ي عطف فيلم بگم اون فيلمبرداري خوب و موسيقي و زمان کوتاه اشه که حيران رو قابل تحمل مي کنه.
در کل حيران فيلم خوب و قابل دفاعي نيست. متوسط
شبانه روز
کارگردان:اميد بنكدار، كيوان عليمحمدي
بازيگران:محمدرضا فروتن، مهناز افشار، نگار جواهريان، حامد بهداد، حميدرضا
پگاه، نيکي کريمي، مهتاب کرامتي، فلامک جنيدي، نگار جواهريان، ساعد
هدايتي، لادن طباطبائي.
خلاصه داستان: تاجالسلطنه دختر ناصرالدین شاه قاجار که از دسیسههای
اندرونی به تنگ آمده، خاطراتش را با معلم نقاشی خود سلیمان مرور میکند.
مرجان بهرغم بیماری خود و مادرش و ازدواجی که به شکست انجامیده میکوشد
تا دوباره روی پای خود بایستد و زندگیاش را از نو بسازد. فوژان رهایی،
طراح لباس، قرار است با پسرداییاش فرزان ازدواج کند اما با ورود بابک،
زندگی آنها دستخوش تحولات تازهای میشود.
شبانه روز در نگاه اول به يک توهم شبيه، توهماتي که شايد بي منطق و آزار
دهنده به نظر برسند اما رفته رفته اين توهمات زيبايي خاص خودشون رو پيدا
مي کنن و به خدمت فيلم در ميان. شايد دادن لقب فيلم به شبانه روز غلط
باشه، شبانه روز بيشتر شبيه قاب هاي زيبايي است که پيوسته در حال نمايشند،
قابهايي که داستان ما رو تشکيل مي دهند قصه ي تکراري مردي که دو زن دارد،
يا دختري که براي ازدواج مردد است و غيره و غيره اما نکته اي که شبانه روز
را اثري قابل اعتنا مي کند داستان آن نيست بلکه نحوه پرداخت داستان است.
هميشه سينماي ما با مشکل يک فيلمنامه ي قوي يا يک ايده ي جديد و نو مواجه
بوده اما اين فيلم نشون داد که ميشه با چند داستان دستمالي شده و فقط با
تکيه بر پرداخت خوب اثري متفاوت خلق کرد. خوشبختانه در انتها هم فيلم قرار
نيست پيامي رو به زور به خورده بيننده بده اون رو به حال خودش ميذاره تا
از نصفه نيمه هايي که ديده لذت ببره و به اونها فکر کنه.
در کنار فيلمبرداري و موسيقي خوب فيلم بازي بازيگران هم قابل تحمله،
مخصوصا بهداد که هنوز هم باور نميشه به اين خوبي تونسته نقش بازي کنه.
بهترین اثری که توی جشنواره دیدم تا الان. خوب
